عمو شدم از نوع قلابیش

مثل الماس بود

می درخشید

مثل پنبه بود

خیلی سفید

خود خود خود زندگی

چقدر زیبا بود

خیلی خیلی دوست داشتنی و شکننده

وقتی در آغوش گرفتمش

چشمهاش باز باز بود

چشمهایی که جستجو می کرد

به دنبال چی نمی دونم

دهنم رو نزدیک گوشش کردمو گفتم

 به این دنیا خوش اومدی کوچولو

/ 4 نظر / 15 بازدید
مهدی

سلام اگر وقت داشتی این مطلب رو تو وبلاگم بخون ، آدرسش رو در زیر همین نوشته میزارم http://mehdibaghalha.persianblog.ir/post/164

نقطه چین ها. . .

عمو شدن از نوع قلابی؟؟..پس تبریک میگم از نوع قلابی! [نیشخند] یوسف